خرید بک لینک

کتاب گربه ی طغیانگر داستان کوتاهی به قلم مصطفی فیروزمند است که به وقوع یک پدیده ی غیرطبیعی و ناگهانی در زندگی گربه ها و هزاران سال رابطه ی مسالمت آمیز آن ها با انسان ها می پردازد. 

این پدیده ناشی از عدم توجه انسان به حیواناتی است که در اطراف او زندگی می کنند و او با خارج کردن خود از چرخه ی جانوران، موجب شکل گیری ناهمواری های زیادی در زندگی آن ها شده اند. در این داستان با پرهیز از نگارش سخت، سعی شده با زبانی نسبتاًً ساده و گزارشی، بسیاری از معضلات اجتماعی نیز به تحریر کشیده شوند.

در بخشی از کتاب گربه ی طغیانگر می خوانیم:

مرد راننده دستانش را روی چشمانش گرفته بود و مانند یک جنین پاهایش را جمع کرده بود. از پیشانی، شقیقه ها، گونه ها و گردنش خطوط خون جریان داشت. نمی خواست که بیشتر از این مورد آسیب قرار بگیرد. ناگهان گربه ها حمله شان را موقف کردند و به سمت سبد ها سر چرخاندند. توجه شان به ماهی هایی جلب شد که روی زمین افتاده بودند. گربه ها از راننده دست کشیدند و به سمت ماهی ها رفتند.

ماهی ها را می دریدند و از نقطه ای شروع به خوردن می کردند که فیله ی بیشتر و استخوان کمتری داشت. آن ها به دریدن یک ماهی بسنده نمی کردند. هر جایی که احساس می کردند که خوردن آن ماهی دشوار شده، به سراغ ماهی بعدی می رفتند.

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: جمعه 23 خرداد 1399 ساعت: 18:21

صفحه بندی