
کتاب رمان ابریشم زندگی من اثر یاس صبوری، داستان پسری را روایت می کند که زندگی اش به دست روزگار دچار طوفان شده است.
در بخشی از کتاب رمان ابریشم زندگی من می خوانیم:
دو ماهی می شد که افق تو کما بود. بابا به کارخانه برگشت و مشغول کار روزمره اش شد. اکثر شب ها را پیش مامان می رفت و کم به خانه می آمد. طی این دو ماه خاله ندا و شوهرش یک لحظه بابا و بهار را تنها نگذاشتند. خاله ندا حق مادری را برای بهار و عمو باقر حق برادری برای بابا به جا آورده بودند. هفته ای دو روز بهار پیش سنا بود و سنا پیش بهار می آمد تا احساس تنهایی نکند.
تنها در اتاقم بودم و پرونده ی گیتی را مطالعه می کردم. از روزی که بهار همدم سناشده و اکثر روزها را باهم بودند حالش خیلی بهتر شده بود. اما امان از روزی که مهتاب هم به آن ها اضافه می شد دیگه آن روز رنگ آسایش را در خانه نمی دیدم و امروز هم از آن روزها بود که سه تفنگدار دور هم جمع شده بودند. باربد هم که خدای خونسردی بود یعنی عادت داشت که تو هر شرایطی حتی سر و صدا هم بخوابد.
از اتاق خارج شدم تا ساکت شان کنم که با دیدن صحنه ی به هم ریخته ی سالن آه از نهادم بلند شد. سالن درست عین میدان جنگ شده بود و عشرت بیچاره فقط نظاره گر شیطنت آن ها بود و هی سرش را تکان می داد. بهار چشمش به من افتاد و گفت: بهراد تو هم بیا. دست به کمر زدم. با اخم و اخطارگونه گفتم: همین حالا همه جا را تمیز می کنید وگرنه باید تا شب خانه را از بالا تا پایین بسابید و تمیز کنید باهر سه تاتون هستم، صد رحمت به بچه های کوچک شماها که از آن ها هم بدتر هستید.
کلمات کلیدی: رمان عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه، دانلود کتاب عاشقانه، دانلود رمان عاشقانه ایرانی، رمان عاشقانه، دانلود رمان، رمان عاشقانه ایرانی، دانلود رمان ابریشم زندگی من، دانلود رمان ابریشم زندگی من PDF، دانلود رمان ابریشم زندگی من پی دی اف، رمان های یاس صبور، دانلود رمان رایگان، رمان، دانلود رمان، دانلود رمان جدید، رمان جدید، دانلود pdf رمان، رمان ایرانی pdf، رمان pdf، دانلود رمان ایرانی، pdf عاشقانه، دانلود رایگان رمان عاشقانه، رمان جدید عاشقانه،
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی