کتاب رمان مرز بین دو جهان به قلم معصومه حبیبی، روایتگر داستانی ست درباره ی فرا زمینی ها و موجوداتی که در دنیای دیگری هستند که در فضایی تخیلی اتفاقات جذابی خلق می کنند.
در بخشی از کتاب رمان مرز بین دو جهان می خوانیم:
فکر اطلس خیلی برای مازیار خوش آیند بود، فورا دستور داد پیک هایی را به مناطق دور افتاده شرق و غرب و شمال راهی کنند، قصد مازیار این بود که همه ی ارواح و شیاطین و عقرب ها و مارها را که ساکن آن مناطق بودند با همدیگر متحد و یکپارچه کند و آن ها را تشویق کند تا به قلمرو روح های پاک حمله کنند.
قلمرو تاریکی ها بسیار بزرگ بود قسمت به قسمت آن را شیاطین و اهریمنان تسخیر کرده بودند. قسمت مرکز آن ارواح خبیث بودند که سردسته ی آن ها مازیار بود، در قسمت شرق آن ها عقرب های سیاه زندگی می کردند که سردسته ی آن ها عقرب سیاه و بزرگی به نام
جراره بود. در قسمت غرب آن ها، مارهای جهنمی زندگی می کردند که سردسته ی آن ها ماری بزرگ به نام غاشیه بود. در قسمت شمال آن اهریمنان و شیاطین زندگی می کردند که سردسته ی آن ها شیطان بزرگ نام داشت. هیکل و اندازه ی او بزرگ تر از شیاطین دیگر بود...
برچسب:
نویسنده: رضا رضوی