خرید بک لینک

کتاب گل مینا به قلم گیتا پویش روایتی درام، عاشقانه و غم انگیز از زنی است که با امید و آرزو با مردی ازدواج می کند اما مرد پس از مدتی از او دلسرد می شود و...

در بخشی از کتاب گل مینا می خوانیم:

چشم هایش را گشود و خود را دست بسته در انباری ناشناسی با کارتن های بسیار یافت. بانگ مرد را می شنید که داشت با گوشی همراه با کسی حرف می زد. شما گوشی رو بده بهش... الو! آقای چنگیز بهادری؟ لازم نیس اسم منو بدونین فقط
می خوام بگم که خانومت دست منه. برای آزادیش ده میلیون می خوام... چی؟ آقا! من با ناموس کسی کار ندارم. چرا تهمت می زنی؟ همین که گفتم... آره دست منه به عنوان گروگان. بی هوشه. بعدا تماس می گیرم تا باهاش حرف بزنی. خداحافظ.
و قطع کرد.
برگشت و با شگفتی گفت: چی.
- اون پولو نمی ده. از خداشه که من بمیرم. برات متأسفم. نقشه ی خوبی کشیدی ولی عملی نیس چون یه اشتباهی داره.
- چه اشتباهی؟
- اشتباهت انتخاب گروگانه. اون پول می ده ولى نه برای من... .
- هی! سعی نکن منو منصرف کنی. چون تصمیممو گرفتم. من ده میلیون می خوام. ازشم می گیرم شمام نمی تونی منو منصرف کنی. آره. شوهرتم این رولو بازی می کنه تاپولو نده ولتون نمی کنم.
- خوش خیالی. بهت می گم پولو نمی ده. تو سخن من نیرنگی می بینی؟ نیرنگه؟ نه. اندوهه. پولی گیرت نمی آد. تازه اگه منو بکشی دنبالمم نمی گرده. وقتشو نداره. تازه ارزشی برام قائل نیست.
- لطفا ساکت شین. سعی نکنین تو دلمو خالی کنین.
- مرد بیچاره! این یه حقیقته.
- نه. این طور نیس. اگه صداتونو بشنوه و بفهمه که در خطرید حتما پولو می ده و قضیه خیلی زود تموم می شه. صب کنین حالا زنگ می زنم و دستگیرتون می شه که...

برچسب: نویسنده: رضا رضوی تاريخ: چهارشنبه 2 خرداد 1397 ساعت: 13:14

صفحه بندی