دانلود کتاب رمان تارتارن دو تاراسکون

ساخت وبلاگ

آخرین مطالب

امکانات وب

کتاب رمان تارتارن دو تاراسکون نوشته‌ی آلفونس دوده روایتگر داستان مردانی‌ست که با بوق و کرنا در روزهای تعطیل د‌رحالی‌که تا دندان مسلح شده‌اند برای شکار از شهر خارج می‌شوند اما همه آن‌ها از قبل می‌دانند که در بیرون شهر تا جایی‌که چشم کار می‌کند شکاری به‌نظر نمی‌آید تا اینکه...

داستان تارتارن دو تاراسکون (Tartarin of Tarascon) در سال 1872 توسط الفونس دوده تالیف شده است و یکی از آثار برجسته او به‌شمار می‌رود. در این کتاب او از نبوغ خود در عرصه نویسندگی برای ساختن و پرداختن طنز استفاده می‌کند.

در این کتاب آلفونس دوده (Alphonse Daudet) بخت خود را در زمینه طنز می‌آزماید. این کتاب به اکثر زبان‌های زنده دنیا ترجمه شده و از روی آن تعداد زیادی فیلم سینمائی تهیه شده است. قابل ذکر است که اولین چاپ این کتاب در سال 1987 در پاریس توسط یک گروه از هنرمندان نقاش به‌تصویر کشیده شده بود. دو نفر از این گروه به‌نام‌های پیکار و مونته گو کتاب قبلی او به‌نام روبر هلمون را مصور کرده بودند. این نقاشی‌های ممتاز و منحصر به‌فرد که همکاری ژیرارده و میرباش را هم به‌همراه داشت سهم عمده‌ای در موفقیت بی‌سابقه این کتاب داشت. این نقاشی‌ها به‌علت قوانین دست و پا گیر محفوظ بودن حق چاپ در اروپا، هرگز در چاپ‌های بعدی کتاب ظاهر نشد. اما خوانندگان ایرانی به‌جهت معافی کتاب‌های ایران از چنین قوانینی، کپی تصاویر اصلی را در متن کتاب مشاهده خواهند کرد.

کتاب اصلی که مترجم موفق شد تصاویر را از روی آن تهیه کند در حدود یک‌صد و سی سال عمر داشته و رنگ صفحات کتاب تغییر کرده و تصاویر کم‌رنگ شده‌اند. با تلاش زیاد برای بهبود کیفیت تصاویر از طریق دیجیتالی قدری این نقص جبران شده است ولی طبیعی است که هرگز جلا و درخشش روزهای اول خود را بدست نیاورده است. چاپ‌های بعدی این کتاب که در دسترس خوانندگان اروپا‌ییست هیچ‌یک حاوی این تصاویر نیستند.

در بخشی از کتاب رمان تارتارن دو تاراسکون می‌خوانیم:

تارتارن مقصود او را فهمید. با رنگی پریده از جا بلند شده و نگاهی به اطراف اطاق بزرگ و راحت خود انداخت. اطاقی گرم، روشن با صندلی‌های بزرگ و راحت، انواع و اقسام کتاب‌های جالب، فرش قطور و پرده‌های گران قیمت او را از رفتن منع می‌کرد. او به‌طرف فرمانده دلاور رفت و دست او را گرفته و با قدرت فشرد و با صدایی که نزدیک به گریه بود گفت:

"من خواهم رفت... براویدا، من خواهم رفت."

او همین کار را هم کرد. ولی قبل از رفتن تمام چیزهایی را که فکر می‌کرد در مسافرت به آن‌ها احتیاج داشته باشد جمع آوری کرده که با خود ببرد. او به بلومپار سفارش دو چمدان بزرگ که از داخل با ورقه‌های مسی پوشیده شده بود سفارش داد. روی این چمدان‌ها پلاک فلزی نصب شده که روی آن این کلمات حک شده بود: "اسلحه‌های گرم تارتارن دو تاراسکون."

آستر فلزی و حکاکی این کلمات روی پلاک‌ها وقت زیادی گرفت. او همچنین به آقای تاستون یک دفتر یادداشت با‌شکوه سفارش داد که خاطرات سفر خود را در آن درج کند. بعدا کسانی را به مارسی فرستاد که برایش انواع و اقسام غذاهای کنسرو شده، قرص‌های سوپ، چادری که در عرض چند دقیقه می‌توانست بر پا و یا جمع شود، یک جفت پوتین مناسب سفرهای دریایی، دو چتر و عینک آفتابی برای حفاضت چشمانش از اشعه سوزان آفتاب آفریقا تهیه کنند. بزوکه دواساز یک جعبه پر از نوار‌های زخم‌بندی، انواع و اقسام قرص و پماد برای او درست کرد. این‌ها همه بخاطر راضی کردن طرف دیگر تارتارن، یعنی تارتارن سانچو بود که بعد از تصمیم جدی درباره رفتن تمام مدت در ناراحتی شدید به‌سر می‌برد.

...
نویسنده : رضا رضوی بازدید : 2 تاريخ : دوشنبه 28 آبان 1397 ساعت: 10:26

close
تبلیغات در اینترنت