دانلود کتاب با هم

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس

جستجوگر

یافته ها در جستجو

    امکانات وب

    پر مخاطب ها

    آرشیو مطالب

    برچسب ها

    کتاب با هم نوشته احمد محمود داستان دو مردی است که در نیمه شب با هم مواجه می‌شوند و قصه زندگی خود را روایت می‌کنند.

    احمد اعطا با نام ادبی احمد محمود نویسندهٔ معاصر ایرانی بود. او را پیرو مکتب رئالیسم اجتماعی می‌دانند. معروف‌ترین رمان او همسایه‌ها در زمرهٔ آثار برجستهٔ ادبیات معاصر ایران شمرده می‌شود.

    احمد محمود با مجموعه داستان‌های زائری زیر باران (۱۳۴۷)، از دلتنگی (۱۳۴۸)، پسرک بومی(۱۳۵۰) و غریبه‌ها (۱۳۵۲) در فرم و شیوه‌های روایتگری، زبان، لحن و سبک به هویت مستقلی دست یافت و این هویت مستقل با دو رمان همسایه‌ها (۱۳۵۳) و داستان یک شهر (۱۳۶۰) به اوج رسید.

    در قسمتی از کتاب با هم می‌خوانیم:

    مرد گفت: «حواست به حرفای من هست؟»
    گفتم: «هست»
    گفت: «تو از زن‌ها چی میدونی؟»
    وقتی که زنم گوشی تلفن را برداشته بود و یکهو وا رفته بود و من دستگیرم شده بود که چه به روزمان آمده است، صندلی را پیش کشیده بودم و…
    مرد گفت: «نگفتی»
    بی آنکه لام تا کام بگویم، رو صندلی نشسته بودم و سیگاری گیرانده بودم و به زنم نگاه کرده بودم که گریه تو گلویش شکسته بود و به هق هق اقتاده بود و … انگار مدت‌ها بود که انتظار چنین روزی را می‌کشیدم.
    مرد گفت: «خب… تو نگو…»
    گفتم: «چی نگم؟»
    گفت: «من از زن‌ها خیلی چیزا می‌دونم»
    و سیگار تعارفم کرد که گرفتم.
    خیابان دراز بود. از کمر خم بود و نرمه بادی که وزیدن آغاز کرده بود با سرشاخه‌­های بلند و نازک درختان بازی می‌­کرد و حالا، خش‌خش برگ‌های زرد بود و صدای آب بود که تو جوی کنار خیابان سیلابی می‌­رفت.
    مرد ایستاد. دستهایش را گذاشت رو شانه­‌هایم و خیره شد به چشمانم.

    نویسنده : رضا رضوی بازدید : 2 تاريخ : چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت: 20:55
    برچسب‌ها :
    اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها